|
گروه هواداران ابدی وبلاگ ویژه گروه رسمی هواداران پیمان ابدی
|
مجله خانواده سبز در شمارگان جدید خود (1 خرداد) مصاحبه ای خواندنی با مادر و خواهر پیمان ترتیب داده است.... این
مصاحبه از جهاتی با مصاحبه های قبلی مجلات متفاوت است چون: پس از سه سال شبنم عزیز خواهر گرامی و عزیز دل پیمان را می تونید در این مصاحبه بینید... شبنم عزیز در این مصاحبه به مجله خانواده سبز اجازه داد تا عکسی از ایشون رو به چاپ برسونن.
عکسهای مراسم سالگرد اسطوره ابدی وطن به زودی در همین وبلاگ منتشر خواهد شد. یک هوادار عزیز: کامنت شما رو خوندم... از شما خواهش دارم که سایت مورد نظر رو برای من بزارید تا بتونم بهتر در موردی که پرسیده بودید تحقیق کنم و جواب کامل و دقیقی رو به شما بدم... از همراهی شما هم خیلی متشکرم.
سلام بابت اینکه دیر به سوالتون پاسخ میدم عذر میخوام در مورد سوالی که داشتید دوستانم در جریان قضیه بودن و من به شما توضیح میدم دوست عزیز زمانه برای عزیزان پیمان رنج بسیار به همراه داشته تا حدی که گاها مواردی پیش میاد که انتظارش نمیره واین باعث ناراحتی مادر عزیزو خواهرگرامی پیمان و دوستدارانش شده و امیدواریم که خداوند که خود شاهد و ناظر اعمال بندگانش هست و حقیقت رو می دونه به رنج این عزیزان پایان بده... [ پنجشنبه 28 اردیبهشت1391 ] [ 22:55 ] [ هوادار ابدی ]
[ ]
روزها گذشت و گذشت... رسیدیم به سالروزی که هیچ کدام از ابدی ها دوستش ندارند...روزی که دلشان می خواست هرگز نبود... روزی که دلهای ابدی ها پر از غم رفتن تو شد...روزی که ابدی ها فقط باید در دلشان به دنبال تو بگردند و لابه لای عکسها فیلمها... روزی که اگر می توانستیم از همان ابتدا از تقویم حذف می کردیم شاید جلوی رفتنت را می گرفت... روز 16 اردیبهشت رسید روزی که جسم خاکی تو را به زمین و روح اسمانی ات را به یزدان پاک و یاد ابدی ات را به دلهایمان سپردیم.. پیمان هر روز که می گذرد دلهایمان برایت تنگتر و تنگ تر می شود و به قول معلم بزرگ دکتر شریعتی تنها به این امید زنده ایم که با هر نفس یک گام به سوی تو نزدیکتر می شویم...تنها به امید تحقیق ارمان های تو زنده ایم...زنده ایم تا ارزوهایی که داشتی را به حقیقت برسانیم تا به نارفیقان بگوییم که مرگ پایان کبوتر نیست... مرگ پایان ارمانهای تو نیست... شمع ها و گلها را بر می دارم و اماده می شوم و عکسی از از تو که برای من به یادگار مانده
دوستان عزیزم...هواداران همیشه ابدی مراسم سومین سالگرد اسطوره ابدی وطن جاویدنام پیمان ابدی روز پنچ شنبه 21 اردیبهشت ساعت 17_15 در کنار مزار گرامی اسطوره وطن برگزار خواهد شد... مقدم همه دوستان عزیزی که مایل هستند با خانواده محترم ابدی ملاقات داشته باشند را گرامی میداریم، بویژه "دوست" عزیزی که برای ما کامنت گذاشتند و نسبت به خانواده عزیز پیمان ابراز لطف داشتند و ما مراتب حسن نیت ایشان را به خانواده ابدی رساندیم و منتظر دیدارشون هستیم... دوستان خوبم نسرین عزیز هم امسال در مراسم خواهد بود و بسیار مشتاق دیدارتون هست و خواهش کرد که اگر براتون مقدوره تشریف بیارید، یک هدیه هم داره براتون که لطفا هرکس میاد اطلاع بده که تعداد رو بدونیم متشکرم، به امید دیدار همگی شما .................................................................... و امروز 17 اردیبهشت ماه هنرمند گرامی " ایرج قادری " به ابدیت پیوست... روحش قرین رحمت الهی
[ یکشنبه 17 اردیبهشت1391 ] [ 12:36 ] [ هوادار ابدی ]
[ ]
دوستان عزیز وسروران گرامی، همراهان ابدی اسطوره ابدی... لحظه به لحظه به زمان ابدی شدن پیمان عزیز نزدیک می شیم و در این لحظات به یادواره اسطوره عزیزمان ختم قرانی اغاز می کنیم از همراهانی که مایل به همراهی ما در انجام این کار نیکو و خیر هستند استدعا داریم تا به ما اطلاع دهند... باشد که اجر این کار خیر در نزد خداوند همیشه محفوظ باشد با تشکر از شما هواداران ابدی [ پنجشنبه 31 فروردین1391 ] [ 15:37 ] [ هوادار ابدی ]
[ ]
زمستان ارام ارام دامن سپید خود را از تن طبیعت در می اورد و جایش را به خواهرش بهار می دهد...و بهار نو عروس زیبای طبیعت خرامان خرامان به ما نزدیک می شود و بلبلان امدنش را هلهله کنان جشن می گیرند، اسمان اشک شوق می ریزد و درختان لبخند می زنند و شکوفه ها و گلها چشمانشان را به دیدار این نو عروس روشن می کنند...
و سال نو می شود...همراه با هفت سینی که انسانها به عنوان پیشکش امدن بهار به طبیعت گرد هم می اورند... و سال نو می شود...امید داریم با این تحویل سال نو طبیعت زندگی همه هواداران ابدی نیز به زیبایی و سرسبزی و شادی دگرگون شود... هفت سین زندگیتان: سلامتی، سعادت، سرافرازی، سرور، سخت کوشی، سرزندگی و سخاوت
![]() به اميد ديدار [ جمعه 26 اسفند1390 ] [ 11:45 ] [ هوادار ابدی ]
[ ]
در استانه تحویل سال نو مهشید عزیزمان ما و تمام هوادارن ابدی را به هدیه ای ارزشمند غافلگیر کرد مهشید عزیزم در نامه پر مهرت نوشته بودی که این پرتره زیبا رو به مادر پیمان تقدیم می کنی و چه هدیه ارزشمندی است در استانه سال نو..... و هدیه مهشید عزیز
مهشید عزیزم برایم در نامه پر مهرت پیغامی برای مادر گرامی پیمان داشتی که به ایشان بگیم: پیمان زنده است.. در یاد هوادارانش... سه سال گذشت و بدخواهان انتظار داشتند در این مدت همه از یاد پیمان سرد شوند ولی یاد پیمان در قلب هوادارانش همیشه پرنور و گرم باقی خواهد ماند... و اینکه زمانی که داشتی این پورتره را می کشیدی همواره حضور پیمان را در کنار خود احساس می کردی و می دانستی که خوشحال می شود.... مهشید خوبم دستان هنرمند و مهربان تو را به گرمی می فشاریم و بابت این هدیه ارزشمند از تو ممنونیم... و امیدواریم امسال سالی توام با موفقیت و سلامتی و تندرستی برای شما و تمامی هواداران و دوستداران ابدی باشد... [ چهارشنبه 17 اسفند1390 ] [ 18:20 ] [ هوادار ابدی ]
[ ]
من دل به کسی جز تو به اسان ندهم چیزی که گران خریدم ارزان ندهم صد جان بدهم در ارزوی دل خویش ان دل که تو را خواست به صد جان ندهم شمع ها رو بدور عکست می چینم و یکی یکی روشن می کنم...شمع ها می سوزند و ذوب می شوند و تمام می شوند و تو هنوز داری درون این قاب چوبی پشت ان شیشه به چشمان من نگاه می کنی و لبخند می زنی... و من اشکایم فرو می چکد... این سوم روز عشق بدون پیمان برای تمام هواداران ابدی است...سوم روز عشق بدون پیمان برای تمام هم پیمانان ابدی...برای تمام انان که بخش بزرگی از سرزمین قلبشان را به نام ابدی مهر زده اند... و هدیه روز عشق پیمان برای شما یادگاری دیگری است در قالب عکس
و یادگاری دیگر برای شما
و هدیه همه هواداران و دوستداران ابدی برای پیمان عزیز ایاتی از بارقه های نورانی الهی .... روز عشق برای هم پیمانان ابدی یک روز نیست... تک تک روزها رو لحظات قلبهای ابدی از عشق به میهن و اسطوره ابدی میهن افزون می شود... با تشکر از سمیرای عزیز برای ارسال عکس ها... [ سه شنبه 25 بهمن1390 ] [ 13:20 ] [ هوادار ابدی ]
[ ]
دوستان گرامی و هواداران محترم: ضمن تبریک فرارسیدن ماه مبارک ربیع الاول ماه ولادت خاتم الانبیا، انچه می خوانید بخشیاز مصاحبه ي همشهري سرنخ چندروزبعدازوقوع اين حادثه ي تا ابد ناگوار است كه توسط ناصرغضنفري با پدرمحترم پيمان انجام شده بود. ان روزبعداز ظهر پيمان به من زنگ زدو گفت بابا مواظب خودت باش تعجب كردم و گفتم باباجون تو مواظب خودت باش من كه ارايشگرم و كارم خطري نداره تو مواظب باش.جمال جلالي ابدي بازحمت بغض خودرافروميخورد وازاينكه پسرش راازدست داده بسيارپريشان است.ازلحن حرف زدنش و از پك هاي عميقي كه به سيگار ميزند ازنگاه خيره و عصبي او اندوهش كاملا پيداست. ![]() پيمان متولد1351 اولين پسرم بود بچه كه بود اورابراي حصيل به المان فرستادم كارميكردم وخرج تحصيلش را ميدادم چندسال اول مادرش هم پيش او بود علاقه ي عجيبي به ورزش داشت .قهرمان شناي المان شد بعدهم پايش به گروه كبرا11بازشد.ان اوايل كه پيمان در المان بود اوراللالي صداميزدند انها نمي توانندجيم را تلفظ كنند براي همين درالمان اورا به نام ابدي ميشناختند خودش هم راضي بود ميگفت بابا اين اسم رو بيشتردوست دارم اقاي ابدي ميگويد:پيمان 50شاگرد داشت اما هيچ كدام از انها سيگاري نبود اصلا اجازه نميداد كسي درگروهش سيگار مصرف كند ميگفت سيگار هم قدرت خودتان را ميگيرد هم بداموزي دارد.مدتها دركشوري ديگر دورازما زندگي ميكرد اما نه سيگاري بود و.نه كار خلافي ازش سر زده بوداو پسر سالمي بود و تمام شاگردانش هم ادم هاي سالمي هستند اهل فرهنگش بود كلمه اي الماني يا انگليسي در حرف هايش نمي شنيدي هرچند به چهار زبان زنده ي دنيا مسلط بود .من با پيمان سرصحنه اي از كبرا11 رفته بودم انجا چنديدن امبولانس وماشين اتش نشاني وهلي كوپترامداد در حال اماده باش بودند تا به محض وقوع حادثه احتمالي به كمك بدلكاربروند اما اينجا چه؟پسرم را ازمن گرفتند ....يك ميليارد هم به من بدهند فايده اي ندارد از زبان من به گوش مسئولان برسانيد ميخواهم بدانم قضيه ي فوت پيمان پيگيري ميشود؟ انها بايد به من پيرمرد كمك كنند بغض پدرميتركد و غصه هايش نميگذارند بيشتر حرف بزند [ پنجشنبه 6 بهمن1390 ] [ 15:1 ] [ هوادار ابدی ]
[ ]
پیمان ابدی:
به نظر من مرگ خیلی قشنگه یک مرد امد.........زندگی کردو.....رفت. درفاصله ی این امدن ورفتن با تمام دل خود ادمهای اسیر روزمرگی های هزاره ی سوم را به یاد واژه هایی مثل شهامت بی باکی هیجان تهوروشجاعت که شاید این روزهاکم مصرف شده اند انداخت. او با مرگ همان گونه مواجه شدکه میخواست
متن زیر خلاصه ای از مصاحبه ی ابدی عزیز با خانم علیپورخبرنگار مجله راه زندگی است اقای ابدی بدلکاری یعنی خطرکردن؟ نه اینطورنیست بدلکاری یعنی اینکه ازجان خودت به نحواحسن مراقبت کنی که خب خطرهم در ان هست. تابه حال پشت دوربین ودر زندگی هم بدلکار بودین وفداکاری کردین؟ بله خیلی اتفاقات توی خیابون پیش اومده که دوربینی هم درکارنبوده.چون این کارتاثیرمثبتی توی زندگیم گذاشته وبا زندگیم عجین شده نه فقط برای من بلکه برای گروه هم پیش اومده.مثلا چندوقت پیش تجربه ای در کوه داشتن که یک نفرلیز خورده بودو اگر یکی از بچه ها دستش رو نگرفته بودحتما توی رودخانه می افتاد. وقتی میشنویدکه برای یک نفراتفاقی افتاده اون لحظه به خودتون میگید ایکاش اون لحظه اونجا بودم؟ نه اون وقت میشم سوپرمن البته به هر حال ناراحت میشم ولی منطقی نیست چون من نمیتونم خودم روتقسیم کنم و همه جا باشم چون اتفاق ممکنه برای هرکس ودر هرجایی رخ بده. با اینکه سالها در المان زندگی کردیداما فارسی رو به زیبایی صحبت می کنید! من بیست و دوساله که در المان زندگی میکنم اما قلبا ایرانی هستم وفارسی زبان مادری من هست با اینکه من اصلادر المان با کسی فارسی صحبت نمیکنم اما چه لزومی داره بخوام فیلم بازی کنم وادا دربیاورم.البته بعضی اوقات به بعضی لغات فکر میکنم که چطور ترجمشون بکنم اما لهجه در اوردن فیلم بازی کردن هست من اجازه نمی دم کسی بهم بگه شما زبان مادری تو بلد نیستی!این به نظر من توهینه شما انیمیشن های سیا ساکتی خودمون رو دیدید؟ بله وقتی هم دیدم خیلی خندیدم.روی بزرگترهاو کوچکترها تاثیرگذاشته اما بداموزی هم داره به غیر از اون من اکثر سریال هارو می بینم که با حرف ها و حرکاتی که انجام میدن باعث یکسری مسائل میشن.مثلا وقتی یه عابر از زیر پل عابر پیاده از اتوبان رد میشه اگربراش اتفاقی بیفته مقصر رانندس که غلطه. کسی که به این کار علاقمنده چه طور میتونه وارد بشه؟ راه های مختلفی هست ولی من خودم هم اموزش میدم به نظرشما خانم هاهم میتونن بدلکار بشن؟ بله چرا نتونن؟ما در همه جای دنیا بدلکار خانم هم داریم.وقتی یه خانم پشت فرمون بشینه وماشین برگرده میدونین چه ابهتی داره.الان خانوم های پلیس در ایران پشت فرمون میشینن مگه چیه یه خانم پلیس پشت ماشین بشینه ودر شهرگشت بزنه؟ نظرمادرتون راجع به کارتون چیه؟ مادرم همیشه نگرانه.کدوم مادروسراغ دارید نگرانه بچش نباشه. شماچطور نگرانیشون رو کمتر میکنید؟ من متوجهش کردم که هم خانوادمو دوست دارم و هم عاشق خودم وزندگی و کارم هستم و نهایت سعی مو می کنم که اتفاقی برام نیفته.این چیزیه که میتونم به مادرم بگم نگرانیش کم بشه اما یادمه پدر بزرگم میگفت:این شتریه که در خونه همه میخوابه بنابراین ممکنه من هنگامیم که در حال قدم زدن در خیابون هستم برام اتفاق بیافته. راستی دوست دارین چطوری بمیرین؟ دوست دارم سالم بمیرم نمیخوام بیمارباشم وذلت بکشم واز بیماری بمیرم.به نظرم مرگ خیلی قشنگه. چون نقطه ای هست که من ازش رد میشم و وارد زندگی جدیدی میشم [ دوشنبه 5 دی1390 ] [ 11:25 ] [ هوادار ابدی ]
[ ]
اخرین دعوت
به مناسبت فرارسیدن دهه ی محرم شبکه ی دو هرشب ساعت ۲۳:۴۵سریال اخرین دعوت رو که کار پیمان عزیز هست پخش میکنه .
درضمن هر روز صبح سریال پلیس های موتور سوار راس ساعت ۹ صبح از شبکه ی سه پخش میشه.
[ سه شنبه 8 آذر1390 ] [ 18:32 ] [ هوادار ابدی ]
[ ]
سلام بر محرم سلام بر ماه پیروزی خون سلام بر ماه درخشش هفتاد و دو ستاره سلام بر ماه اشک و عشق سلام بر حسین محرم الحرام اولین ماه از تقویم قمری، نوروزی که با حسین اغاز می شود. حسینی که عاشق چشمه لایزال حق و عدالت بود و بر سر این عاشقی جان خویشتن را فدا کرد تا ندای ازادی خواهی و حق طلبی ا اینبار با خون خویش بر بدنه فراموشکار تاریخ حک کند. کتیبه ای انچنان محکم و ندایی انچنان بلند که سالها از گزند باد و باران بدعت گزاران حفظ شود. و حسین این اسوه مقاومت و مبارزه در برابر ناحق، محکمی ریشه های این نهضت جهانی را مدیون زینب است.زینبی که تنها یک زن نبود. شیرزنی بود لایق ستایش، لایق بنت علی بودن، لایق دختر فاطمه بودن، لایق اسوه بودن. محرم همیشه زنده است. حسین همیشه در یاد و زینب همیشه الگوست. زینبی بودن مکان و زمان ندارد، اندازه ندارد. حسینی بودن عشق می خواد و دل دریایی و سری پر شور. محرم ماه عشق است. ماه سوز و گداز. ماهی که در ان قلبها می تپد برای عشق، عشق به حسین. ماهی که در ان دلها دریایی می شود به یاد حسین و سرها پر شور می شود به نام حسین. و ما تمام عاشقان حسینی، مانند اسطوره ابدیمان، پیمان، محرمی دیگر را اغاز می کنیم. ماه سوگواری برای اسوه ابدی همه اسطوره های ابدی. ماهی که در ان پیمان عزیز برای اسطوره اش اشک می ریخت و سینه می زد و سوگواری می کرد. [ جمعه 4 آذر1390 ] [ 22:57 ] [ هوادار ابدی ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |